تبليغاتX
جريده
يادداشت هاي يك روزنامه نگار
به پايان آمد اين دفتر    حكايت همچنان باقي است

اول دفتر را به نام او آغاز كرديم و آخر دفتر را نيز با ياد او به پايان مي رسانيم.

بالاخره سال ۸۴ نيز به پايان رسيد . انگار همين ديروز بود كه ۱۳ فروردين ۸۳ به دفتر روزنامه آمديم و بعد از

ديده بوسي و تبريك عيد به همكاران كار را آغاز كرديم. يادم هست كه در آن روز از خدا ميخواستم كه امسال سالي بي حادثه باشد و يا حوادث شيرين باشد تا حداقل ما ديگر در استرس نباشيم . وقتي به يك سال قبل نگاه ميكنم و حوادث مختلف را مرور ميكنم به حوادث تلخي برمي خورم كه سالها نمي توانم آن را فراموش كنم . سقوط هواپيما سي ۱۳۰ و از دست دادن بهترين دوستانمان كه تا سالها لحظه اي را كه براي گزارش از پزشگي قانوني ورفته بودم فراموش نمي كنم . هنوز هم تصوير اجساد سوخته آنها مقابل چشمانم است و افسوس اينكه چرا ما بين آنها نبوديم سالها بر دلم باقي خواهد ماند.

به قول يكي از دوستان وقتي سال جديد ميشود تازه ميفهميم كه يك سال به مرگ نزديكتر شده ايم. ولي من معتقدم با نو شدن سال ما هم بايد انسان جديدي بشويم. انساني با يك سال ديگر كوله بار و تجربه كه از آنها ميتوان چراغي براي آينده ساخت.

چند روز ديگر سال جديد آغاز مي شود . بيائيد  در سر سفره هفت سين به ياد دوستان سفر كرده باشيم و براي آمرزش آنها دعا كنيم و از خدا بخواهيم كه حال ما را به احسن حال تبديل كند.

                              سال نو بر تمام عاشقان مبارك باد    

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 18:16  توسط يوسف حيدري  |