تبليغاتX
جريده
يادداشت هاي يك روزنامه نگار

بالاخره ۳۶۴ روز به پايان رسيد و روزي كه از ۷ سال قبل به نام ما نامگذاري كرده اند فرا رسيد. نوشتن درباره اين روز در حالي كه دو تن از همكارانمان اين روزها را در زندان سپري مي كنند بسيار سخت است ولي ننوشتن براي ما يعني مرگ و براي زنده ماندن بايد نوشت.

سال ۷۷ وقتي با آرزوي خبرنگار شدن وارد دانشگاه شدم تمام تلاشم را در اين راه معطوف كردم. ايام گذشت و بعد از ۲ سال به آرزوي دوران كودكي ام رسيدم . هيچ وقت روزي را كه براي اولين بار براي تهيه خبر رفتم فراموش نمي كنم. از اين كه در فضاي ركن چهارم دموكراسي تنفس مي كردم به خودم مي باليدم. روزها از پي هم مي گذشت و من در فضاي مطبوعات رشد مي كردم. سختي هاد و ناملايمات زيادي را با چشمانم ديدم. روزگاري گام در راه اصلاحات گذاشتيم و امروز گذشته خودمان را نقد مي كنيم. از اينكه چشم بيدار مردم بوديم و هستيم هميشه مسرور بوده و هستم . گاهي اوقات در محافل و مجالس وقتي پي ميبرند كه خبرنگاريم اولين سوالي كه از ما ميپرسند اين است كه به راستي خبرهايي را كه مي نويسيد تا چه حد به واقعيت نزديك است و ما گاه در پاسخ آنها فقط سكوت مي كنيم .

بي مهريهاي فراواني را در طول اين سالها شاهد بودم كه شايد بارها مرا تا مرز اينكه از اين شغل همچون عاشقي كه از معشوق خود ميگذرد پيش برد ولي رشته اين عشق محكمتر از آن بود كه با تيزي نامهربانيها پاره شود. در اين سالها با حوادث تلخ و شيرين بي شماري روبرو شدم كه سالها خاطرات آن را نمي توانم فراموش كنم. تهيه خبر لبخند دوباره زندگي به بيمار بي بضاعتي كه با كمك مردم انجام گرفت و خاطره زيباي آن را هيچگاه نمي توانم فراموش كنم. تهيه عكس از پيكرهاي دوست و همكارانمان كه در سانحه سقوط هواپيما ما را براي هميشه ترك كردند نيز از تلخترين خاطرات دوران كاري ام است كه سالهاي سال نمي توان آن لحظات تلخ و وحشتناك را فراموش كنم و هميشه حسرت اينكه آنها را در اين سفر همراهي نكردم در دلم باقي خواهد ماند.

روز خبرنگار روزي است كه مي توان به مظلوميت خبرنگاران پي برد. مظلوميت خبرنگاراني كه 75 روز چشم انتظار بازگشايي مجدد آشيانه شان هستند. آشيانه اي كه با بي مهري و در يك بازي قدرت خراب شد ولي هنوز هم در قلب  اين خبرنگاران نور اميد زنده است و براي گرفتن دوباره سلاح قلم روزشماري مي كنند. آري . ما خبرنگاران روزنامه ايران در حالي به اسقبال روز خبرنگار مي رويم كه در وجود خودمان حبس شده ايم و جوهر هاي قلممان خشك شده است. تنفس در فضاي ركن چهارم دموكراسي كمي برايمان سخت شده است و ديگر طاقت تنفس با اكسيژن مصنوعي را نداريم.روزهايمان خاكستري است و آفتاب در پشت ابر پنهان شده است. در اين مدت دوستان عزيزي ما را در سپري كردن اين ايام تلخ ياري كردند و با دلداريشان ما را براي آينده اي روشن نويد دادند.

همه مردم خبرنگار را چشم بيدار ملت مي دانند و ما بايد سعي كنيم تا چشمانمان را به روي حقيقت نبنديم و از گفتن آن ترسي نداشته باشيم و بر روي اصول خودمان پايبند باشيم .

خبرنگار فقط با عشق زنده است و از روبرو شدن با وقايع تلخ و شيرين هيچ هراسي ندارد .در هياهوي عصرارتباطات و اطلاعات، خبرنگاران درخط اول سنگر مهندسي افكار عمومي و از كارگزاران اصلي جريان اطلاع رساني هستند.

در اين روز آرزو مي كنم كه دو دوست و همكار عزيزمان كه بيش از ۲ ماه است كه در زندان به سر مي برند به زودي آزاد شده و به جمع ما بازگرند و ما شاهد مطالب خوب مانا و مهرداد باشيم.

روز خبرنگار را به تمام همكاران عزيز و خبرنگاران عرصه اطلاع رساني تبريك مي گويم.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 15:19  توسط يوسف حيدري  |