تبليغاتX
جريده
يادداشت هاي يك روزنامه نگار

روزنامه شرق نيز به جمع مطبوعات توقيف شده پيوست. اين روزنامه صبح امروز با تصميم هيئت نظارت بر مطبوعات و به دليل شكايتهاي متعدد توقيف شد. هنوز ماهيت اين شكايتها مشخص نشده ولي بنا بر قراين و شواهد يك ماه قبل هيئت نظارت برمطبوعات طي اخطاري به اين روزنامه از آنها خواسته بود تا هر چه سريعتر مدير مسئول روزنامه را عوض كنند ولي مسئولان اين روزنامه توجهي به اين موضوع نكردند.

اما موضوع قابل توجه مربوط به كاريكاتوري است كه روز پنج شنبه ۱۶ شهريور ماه در صفحه آخر به چاپ رسيده بود. در اين كاريكاتور كه با عنوان نوع ديگر بازي قدرت به چاپ رسيده است در يك صفحه شطرنج دو مهره اسب و الاغئ قرار داده شده است. البته استنباطهاي زيادي از اين كاريكاتور شده است همچنان كه روز گذشته خبري در سايت انتخاب قرار داده شده بود مبني بر اعتراض جمعي از بسيجيان آذربايجان شرقي به خاطر چاپ اين كاريكاتور .

 


به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، این روزنامه با دستور هيات نظارت بر مطبوعات توقيف و انتشار آن از فردا (سه‌شنبه) ممنوع شد.

شنیده شده است، حکم توقیف روزنامه‌ «شرق» به دلیل چاپ کاریکاتوری در صفحه‌ آخر روز 16 شهریور این روزنامه صادر شده است.


هيات نظارت روز دوشنبه در نامه‌اي به مدير مسوول روزنامه شرق،از وي خواست كه روزنامه از فردا منتشر نشود.

مهدي رحمانيان  مدير مسوول كنوني روزنامه شرق است.

ماه گذشته هيات نظارت بر مطبوعات در نامه‌اي ، به دست‌اندركاران روزنامه شرق، به آنان يكماه مهلت داد كه مدير مسوول جديدي را براي اين روزنامه به اين هيات معرفي كنند.

اين هيات وجود
۷۰اخطار و تذكر صادر شده به اين نشريه و انتشار مطالب الحادي ، توهين به شخصيتهاي ديني ، سياسي و ملي ، نشر مطالب تفرقه‌انگيز و نشر مطالب مغاير با مصوبات شوراي عالي امنيت توسط اين نشريه را علت اصلي تغيير مدير مسوول اين روزنامه دانسته بود.

 

جداي از اين مسائل و دلايلي كه باعث توقيف اين روزنامه شد من به شخصه از اين كه بار ديگر تعداد زيادي از همكارانمان در عرصه خبر رساني و مطبوعات مجبور هستند تا قلمهايشان را بر زمين بگذارند بسيار متاسفم . مي توان شرايط روحي خبرنگاران و كاركنان اين روزنامه را درك كنم زيرا روزنامه ايران نيز كه از سالها قبل افتخار همكاري با آن را دارم از ۱۲۰ روز قبل به دليل چاپ يك كاريكاتور در صفحه كودك و نوجوان ايران جمعه توقيف شد و از آن روز تاكنون با برگزاري چندين دادگاه و تبرئه مدير مسئول روزنامه ايران از اين اتهامات وعده بازگشايي روزنامه را دادند ولي هر بار به دلايلي كه هنوز هم براي ما روشن نيست اين امر ميسر نشد و هنوز هم به اميد بازگشايي مجدد آن لحظه شماري مي كنيم . متاسفم از اين كه بار ديگر روزنامه اي توقيف شد. روزنامه شرق كه به حق يك روزنامه حرفه اي با مطالب بسيار خواندني بود به خاطر اشتباه ولو عمدي يك نفر قرباني شد و صدها روزنامه نگار و خبرنگار آن از كار بي كار شدند. بار ديگر ثابت شد كه روزنامه نگاري در كشور ما يك حرفه خطرناك و سخت است. زيرا با اشتباه يك نفر هزاران نفر بايد تاوان آن را بپردازند.

اعتراض به كاريكاتور شرق در آذربايجان

 

كاريكاتور شرق- كليك كنيد

 

اظهارات مديرمسئول و وكيل روزنامه شرق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 15:56  توسط يوسف حيدري  | 

باز هم خبر تكراري. هواپيماي مسافربري خطوط هوايي بندرعباس به مشهد روز گذشته هنگام فرود در باند فرودگاه دچار سانحه شد و ۲۸ مسافر آن جان باختند. ديگر همگي ما به شنيدن اين خبر عادت كرده ايم و هر لحظه مثل كابوسي انتظار آن را مي كشيم. نمي دانم اين بار چه كسي را به عنوان متهم رديف اول اين حادثه معرفي خواهند كرد؟ اين بار خلبان و كادر پرواز اين هواپيما همگي جان سالم به در برده اند و اولين كساني بودند از مهلكه خودشان را نجات دادند. جعبه سياه هم پيدا شده و بايد در روزهاي آينده منتظر خبرهاي جديدي باشيم.

طي دو دهه گذشته تاكنون نزديك به ۳۸ هلي كوپتر و هواپيما ( از نوع نظامي و مسافربري ) در كشورمان سقوط كرده اند و ۱۲۵۰ نفر نيز در اين حوادث كشته شده اند . شايد تلخ ترين آن مربوط به سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران و اصحاب مطبوعات بود كه سالها فقدان از دست دادن اين عزيزان را بر دل ما باقي خواهد گذاشت. از فرداي سقوط همه به نوعي خودشان را براي تحقيق و تفحص در اين رابطه مسئول مي دانند ولي افسوس كه اين تحقيق و تفحص ها هيچ نتيجه اي را براي ناوگان هوايي ما و امن كردن پروازها دربرنداشته است. ديگر ناوگان فرسوده هوايي كشور ما كه شايد يكي ازدلایل آن  تحريم باشد كشش پرواز امن را ندارند و مطمئنا اين حادثه آخرين آن نخواهد بود.

در هنگام اين حوادث عدم مديريت بحران را مي توان به وضوح ديد. من به عنوان خبرنگار وقتي از منابع مختلف خبري و خبرگزاري ها خبرهاي متناقض و آمار عجيب و غريبي از تلفات را مي شنوم براي پيدا كردن حقيقت با درهاي بسته مواجه مي شوم. هيچ كس از مسئولين مربوطه در اين زمان حاضر نيست كه به عنوان سخنگو آخرين اخبار و آمار را در اختيار جرايد قرار دهد تا جلوي شايعه ها گرفته شود و همه در اين لحضات بحراني خود را كنار مي كشند. همه تلفن هاي همراه مسئولين در اين لحظات يا خاموش است و يا حاضر به پاسخگويي نيستند و سعي مي كنند جرايد را به نوعي دست به سر كنند در حالي كه يكي از بهترين اهرمهايي كه مي توان با آن جلوي شايعات را گرفت و اوضاع بحراني را تحت كنترل درآورد مطبوعات و اصحاب رسانه است.

در كنار اين بحثها وقتي روز بعد روزنامه هایی  را كه به نوعي خبر اين حادثه را به چاپ رسانده اند بررسي مي كني با تعجب مشاهده مي كني اين همكاران محترم در كمال خونسردي تمام اخبار مربوط به خبرگزاري ها را با پشت هم قرار دادن در روزنامه خودشان تحت عنوان خبر توليدي خودشان به چاپ رسانده و در كمال غرور نام خودذشان را در شروع اين گونه خبرها مي نويسند. نمي خواهم در اينجا از كسي نام ببرم و يا از كسي انتقاد كنم ولي اين گونه اطلاع رساني از اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري بدور است و افكار عمومي را به اين باور مي رساند كه با خريدن يك روزنامه تمام خبرهايي را كه در روزنامه هاي ديگر نيز به چاپ رسيده در اين روزنامه مي توانند بخوانند.

با اين گونه حركات نبايد زحمات خبرنگاراني را كه با تلاش و از خودگذشتگي سعي ميكنند تا خبر توليدي و اختصاصي بدست بياورند زير سوال برد و به نوعي تنوع خريد جرايد را در نزد افكار عمومي از بين برد.

از اين موضوع بگذريم. ماجراي روزنامه ايران نيز بي شباهت به اين حوادث نيست. ما هر سال به نوعي شاهد توقيف روزنامه اي هستيم به طوري كه وقتي يك روزنامه تخلفي انجام داد همه منتظر توقيف شدن آن هستند. روزنامه ايران به اتهامي توقيف مي شود كه مدير مسئول آن از همان اتهام ها تبرئه مي شود. وزير ارشاد نيز صريحا" اعلام ميكند روزنامه ايران با كادر جديد منتشر خواهد شد. دستگاه قضايي اعلام مي كند كه حكم منع تعقيب روزنامه ايران صادر شده و اين روزنامه مي تواند به فعاليت خود ادامه دهد.و ..............

همه اينها اخباري است كه در طول ۱۰۵ روز توقيف روزنامه از منابع رسمي و غير رسمي منتشر شده است و هر روز را با اميد بازگشايي روزنامه در روز بعد به پايان مي رسانيم ولي يك حقيقت براي ما روشن است و آن هم اينكه روزنامه ايران همچنان توقيف است و اميد اندكي به بازگشايي آن است مگر این كه.......................؟

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 19:46  توسط يوسف حيدري  | 

 

كم كم به يكصدمين روز توقيف روزنامه ايران نزديك مي شويم. روزهايي كه هر لحظه آن براي ما هزاران ساعت گذشت و تلخي زمين گذاشتن قلممان در اين مدت سالها بر جانمان باقي خواهد ماند. بالاخره بارقه اميدي هويدا شد و روزهايي را كه منتظرش بوديم فرا رسيد . امروز محاكمه مديرمسئول روزنامه ايران به اتهام چاپ كاريكاتور موهن و توهين به آذري زبانها و تلاش براي تفرقه افكني در شعبه ۷۶ دادگاه كيفري برگزار شد. از لحظه شروع دادگاه تا زمان اعلام نظر هيئت منصفه همه همكاران در روزنامه ثانيه شماري مي كردند و منتظر اخبار خوش از دادگاه بودند. بالاخره پس ار پايان دادگاه هيئت منصفه وارد شور شدند و به اتفاق آراءغلامحسين اسلامي فرد مدير مسئول روزنامه ايران را تبرئه كرده و او را در كليه اتهامات مجرم تشخيص ندادند.

اين خبر خوش همراه با شيريني كه در تحريريه پخش شد كام همه دوستان را شيرين كرد و بارقه اميدي را براي بازگشايي مجدد روزنامه ايران در دل همه ما زنده كرد. اميدوارم در همين چند روز شاهد تولد دوباره روزنامه ايران باشيم و روزهاي خاكستري به پايان برسد.

اندكي صبر سحر نزديك است.

متن كامل خبر محاكمه مدير مسئول روزنامه ايران

نظر هيئت منصفه

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 17:45  توسط يوسف حيدري  |