تبليغاتX
جريده
يادداشت هاي يك روزنامه نگار
بالاخره روز موعود فرا رسيد و بعد از ۴ماه و اندي توقيف و بسته بودن روزنامه ايران دوباره بعد از عيد فطر روزنامه را بر روي كيوسك مطبوعات خواهيم ديد. امروز تغيير و تحولاتي كه منتظرش بوديم انجام شد و دبيران گروههاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي به همراه معاون سردبير معرفي شدند. دوباره نسيم كار و تلاش در تحريريه وزيدن گرفت و تلاشهايمان براي كسب خبر آغاز شد. اميدوام اين شروع مقدمه اي باشد براي سرافرازي دوباره جريده ايران. از تمامي دوستاني كه در اين مدت با من همدردي كرده و مرا مورد لطف و عنايتشان قرار دادند سپاسگزارم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 18:46  توسط يوسف حيدري  | 

انوشه انصاري اولين فضاگردزن جهان نخستين ساعات روز جمعه پس يازده روز سفر فضايي و از سر گذراندن چند آزمايش پزشكي در خارج از جو به زمين بازگشت. 

«انوشه انصاري» بنيانگذار ايراني‌تبار يك شركت توليدكننده تجهيزات مخابراتي در آمريكا، به عنوان نخستين زن فضاگرد، همراه با فضانوردان روسي و آمريكائي در موشك روسي سويوز( -9 TMA) روز دوشنبه 27 شهريور ماه ( 18 سپتامبر) از مركز فضايي بيكنور واقع در قزاقستان عازم ايستگاه بين‌المللي فضا در مدار زمين شد.
«ميخائيل تيورين» فضانورد روسي و «مايكل لوپز» فضانورد كه در اين سفر فضايي، «انوشه انصاري» را همراهي مي‌كردند در روز 29 شهريور ماه با موفقيت به ايستگاه بين‌المللي فضا رسيدند و به جمع فضانوردان اين ايستگاه فضايي،‌ «پاول وينوگرادو» فضانورد روسي و «جفري ويليام» فضانورد آمريكايي و ‌ «توماس ريتر» فضانورد آلماني پيوستند.
«انوشه انصاري» براي اين سفر يازده روزه خود بيست ميليون دلار پرداخت كرده است و در طول اقامت در ايستگاه بين‌المللي فضا در چند تجربه علمي فضايي شركت كرده است.
«انوشه انصاري» سفر به فضا را آرزوي كودكي خود بيان كرده و در سخنراني خود گفت: با دست يافتن به اين آرزو كه از دوران كودكي در سر داشتم،اميدوارم به جوانان سراسر دنيا به طور مسلم نشان دهم كه هيچ محدوديتي براي آنچه كه ميخواهند به دست بياورند وجود ندارد.
وي در يكي از ارتباط‌هاي خود كه از ايستگاه فضايي با زمين برقرار كرده بود، گفت: در طي سفر به سمت ايستگاه فضايي دچار حالت‌هاي غير معمولي ناشي از تاثيرات كيهان شدم و بر اثر اين تاثيرات دچار سردرد و كمر درد شدم و اما بهترين لحظه‌اي كه در فضا داشتم اولين باري بود كه زمين را از ايستگاه فضايي ديدم. زمين از اينجا بسيار زيبا، آراام و صلح آميز بود و هيچ وقت اين لحظه را فراموش نمي‌كنم.
اين توريست فضايي در مدت سفر خود وبلاگش را در فضا به روز مي‌كرد و سعي مي‌كرد بعد از خواندن ايميل‌ها و پيام‌هايي كه افراد برايش مي‌فرستادند به آنها جواب بدهد.

انوشه انصاري در اين سفر چندين آزمايش پزشكي براي يك مركز تحقيقات پزشكي را نيز از سر گذراند.

عکسهای بازگشت انوشه انصاری

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 14:54  توسط يوسف حيدري  | 

باور كردنش سخت است ولي حقيقت دارد. بالاخره روزنامه ايران رفع توقيف شد و به زودي شاهد تولد دوباره آن خواهيم بود. به راستي جاي اين نشريه وزين روي كيوسك مطبوعات خالي بود. بالاخره بعد از گذشت ۴ ماه روز گذشته كاوه اشتهاردي به عنوان مديرعامل روزنامه ايران معرفي شد و ساعتي بعد نيز قاضي پرونده روزنامه ايران اعلام كرد روزنامه ايران رفع توقيف شده و حكم آن را فردا به وكيل روزنامه ابلاغ ميكنيم. جنب و جوش عجيبي در تحريريه روزنامه برپاست . هنوز هم همكاران نمي توانند اين موضوع را باور كنند. البته اخبار متناقضي مبني بر تغيير مديرعامل خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران در سايت خبري فارس ديده مي شود كه براي صحت آن بايد تا چند روز آينده صبر كرد . اما مهم اين است كه روزنامه ايران آزاد شد. بر همگان مبارك باد.

اظهارات قاضي پرونده روزنامه ايران

مدير عامل جديد ايرنا

اظهارات سخنگوي قوه قضائيه در مورد روزنامه ايران

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 16:13  توسط يوسف حيدري  | 

شايد اگر با چشمانم نمي ديدم هيچ وقت باور نمي كردم. با ديدن ارقامي كه مقابل چشمانم رژه مي رفتند بهت زده شدم.

چند روز قبل به همراه يكي از همكاران براي تهيه گزارشي به بهشت زهرا رفتيم.وقتي براي هما هنگي مقابل اتاق رئيس

غسالخانه و امور كفن و دفن منتظر بوديم با ديدن زنان و مردان مرده شور كه براي گرفتن فيش حقوقي شان داخل اين اتاق

مي شدند كنجكاو شدم تا سر از ميزان حقوق آنها در بياورم. از آنجايي كه سال گذشته من و همكارم با دو تن از زنان

مرده شور گفتگو كرده بوديم و من از داخل غسال خانه زنان عكس گرفته بودم اغلب آنها ما را مي شناختند. يكي از آنها بعد از

سلام و احوالپرسي گرم فيش حقوقي اش را نشانمان داد و از مشكلات زندگي گله كرد. با ديدن رقم دريافتي در ابتدا تصور

كردم كه ۶۰ هزار و ۲۰۰ تومان حقوق مي گيرد . دلم خيلي سوخت و در ذهنم دنبال واژه اي مي گشتم تا با او اظهار همدردي

كنم ولي وقتي خوب دقت كردم متوجه شدم اعداد را اشتباه ديد ه ام و رقم واقعي ۶۰۰ هزار و ۲۰۰ تومان است . باورم

نمي شد ولي وقتي كار سخت آنها را در ذهنم تداعي كردم به نظرم اين حقوق مناسب آمد . ولي موضوع به اين جا ختم نشد

و وقتي به اتاق رئيس كه انساني با خدا و خوش اخلاق بود رفتيم موضوع حقوق كاركنان قسمت كفن و دفن و مرده شور ها را

مطرح كردم. او با خوشرويي گفت كه آن فيشي را كه ما ديديم مربوط به كاركنان روزمزد است و حقوق كاركنان رسمي بيش از

اين است. در بين همين صحبتها يكي از زنان مرده شور كه از قديمي هاي آنجا بودو ما نيز با او گفتگو كرده بوديم براي گرفتن

فيش وارد اتاق شد و آقاي رئيس به او كه سواد هم نداشت توضيح داد حقوق او با كسر اقساط وام و همچنين قسط تعاوني

مبلغ يك ميليون و سيصدو چهل هزار تومان است كه ۱۵۰ هزار توامن آن مربوط به عيدي اعياد شعبانيه است .

با شنيدن اين ارقام من و همكارم بهت زده همديگر را نگاه مي كرديم. در همان لحظات به ياد فيش حقوقي ام كه روز قبل از

روزنامه گرفته بودم افتادم. براي چندمين بار آن را نگاه كردم. خالص دريافتي ۱۹۱ هزار تومان. نمي دانستم چه بگويم . آقاي

رئيس كه متوجه بهت ما شده بود گفت كار اينها بسيار سخت است و ما بايد به نوعي از زحمات آنها قدر داني بكنيم. كاري را

كه آنها انجام ميدهند بسیاری حاضر به انجام دادن آن نيستند.

هنوز هم صحبتهاي آن مرد در ذهنم بارها تكرار مي شود. از اين كه مديري نسبت به كاركنانش اين گونه نگاه مثبتي دارد

 خوشحالم ولي هنوز نتوانسته ام با اين موضوع كه چرا بايد اينقدر تفاوت بين حقوق هاي دريافتي وجود داشته باشد كنار بيايم.

نمي خواهم منكر كار طاقت فرساي اين عزيزان باشم كما اين كه از آن روز بارها وسوسه شدم شغل شريف روزنامه نگاري  را

كه بارها تجربه توقيف آن و به طبع آن بیكار شدن را داشته ام را كنار بگذارم و به كار مرده شوري روي بياورم . شغلي كه نه

سواد مي خواهد و نه تجربه. نه هراسي از تعطيلي آن و نه نگراني از كمبود حقوق آن. اين كار فقط دل

 و كمي جرات مي خواهد كه شايد خيلي از ما نداريم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 15:8  توسط يوسف حيدري  |