به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقي است.
اول دفتر را به نام او آغاز كرديم و آخر آن را نيز با ياد او به پايان مي بريم.
سال ۸۵ با تمام فراز و نشيب به پايان رسيد و وقتي به گذشته نگاه ميكنم تلخي ها و شيريني هايي را مي بينم كه هر كدام از آنها برگي از خاطرات زندگي ام را تشكيل مي دهد. شايد تلخترين خاطره ام مربوط به ۵ ماه توقيف روزنامه باشد كه بسيار بر من و خيلي از دوستان سخت گذشت. روزهاي بيم و اميد كه هر ثانيه آن براي من سالها گذشت. با باز شدن روزنامه و تحولاتي كه در آن اتفاق افتاد دوستان زيادي ما را ترك كردند كه شايد تا سالها مانند آنها را نتوانم پيدا كنم. كار در بخش حوادث روزنامه و سروكار داشتن با حوادث خاطرات تلخي را براي من باقي گذاشته كه اميدوارم در سال جديد ديگر با آنها روبرو نشوم. حكايت تلخ جدايي ها و جنايت ها هر كدام كتابي است كه هيچگاه آرزو نمي كنم آن را بخوانيد.
دوستان زيادي در سال ۸۵ زندگي مشتركي را آغاز كردند و برگي از خاطرات شيرين و به ياد ماندني را بر جاي گذاشتند و در ابتداي سال جديد براي همه آنها آرزوي خوشبختي مي كنم.
كم كم صداي پاي بهار را مي شنويم و بايد با زمستان سرد و بي روح خداحافظي كرد و خودمان را براي پوشيدن لباس سبز بهار آماده كنيم. ولي اي كاش در سال جديد با زمستان دلمان خداحافظي كنيم و دلمان هميشه سبز و بهاري باشد.
اميد آنكه از همه حوادث تلخ و شيرين درس گرفته باشيم و براي سال جديد از آن به نحو احسن استفاده كنيم.
در آستانه تحول زمين از درگاه احديت براي دوستان و عزيزانم و كساني كه جايشان در بين ما خالي است و از فرسنگ ها دورتر آرزوي بودن در اين لحظات را دارند سالي سراسر سلامتي و موفقيت آرزومندم.