تبليغاتX
جريده - پروانه در آتش سوخت
يادداشت هاي يك روزنامه نگار
بالاخره اتفاقي را كه منتظرش بودم افتاد.  مهشيددختري كه عصر روز شنبه ۲۲ مردادماه توسط پسري كه او را دوست داشت بة آتش كشيده شده بود يا ساعت قبل پس از ۲۱ روز دست و پنجه نرم كردن با مرگ بر روي تخت بيمارستان جان سپرد. هنوز هم جملاتي را كه بريده بريده بر روي تخت بيمارستان براي من ميگفت به ياد دارم. ( وقتي بنزين را به رويم ريخت باور نمي كردم مرا به آتش بكشد ولي در حالي كه لبخندي به لب داشت آتش سيگار را به رويم انداخت و تمام بدنم آتش گرفت.

مطمئنا فردا صبح اين پسر به جرم قتل بازداشت ميشود و باز هم يك تراژدي غمگيني به تصوير خواهد كشيد. نمونه هاي همچون اين حادثه هر روز در اين شهر اتفاق مي افتد و پايان تلخ آن اغازي است براي حوادث مشابه آن .

شايد تا ديروز هر دو اينها خودشان را ليلي و مجنون مي دانستند ولي امروز آنها قاتل و مقتول هستند. يكي از آنها به ديار ابدي رفت و ديگري نيز به زودي و شايد تا چند ماه ديگر به او بپيوندد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 20:36  توسط يوسف حيدري  |