تبليغاتX
جريده - خودكشي در برج دوگل
يادداشت هاي يك روزنامه نگار
امروز صبح وقتي مطلع شدم پسر جواني قصد دارد خودش را از بالاي برج دوگل به پايين بياندازد بلافاصله به همراه عكاس روزنامه به محل حادثه رفتيم.

محل حادثه تا دفتر روزنامه ما فاصله اي نداشت ولي از آنجايي كه ترافيك شديدي بود ترجيح داديم پياده برويم. در بين راه صحنه اي را كه تا دقايقي ديگر با آن مواجه خواهم شد را تصور مي كردم. پسري جوان بالي برج و مردم بسياري كه تشنه هيجان و ديدن اين صحنه ها .

وقتي وارد خيابان شهيد مطهري شديم با ديدن چند خودرو آتش نشاني متوجه شدم كه موضوع جدي است. مردم زيادي در خيابان جمع شده بودند و بالاي برج دوگل را كه نبش خيابان بود نگاه ميكردند. از همكار عكاسم خواستم تا به بالاي بام ساختمان روبرو برود تا بتواند از آنجا عكسهاي خوبي بگيرد.

وقتي بالاي برج ۱۲ طبقه را نگاه كردم پسر جواني را ديديم كه چاقويي در دست داشت و در لبه بام برج ايستاده بود. ماموران راهنمايي و رانندگي و كلانتري ۱۰۴ عباس آباد با بستن خيابانهاي منتهي به محل حادثه سعي در كنترل اوضاع مي كردند.

لحظات وحشتناكي بود . به ياد خودكشيهايي كه در دوران كاري ام با آنها مواجه شده بودم افتادم . دختري كه خودش را از بالاي برج ميلاد به پايين انداخت. پيرمردي كه از بالاي پاساژ گلديس در صادقيه به پايين پريد و علاوه بر خودش پسر جواني را كه در حال عبور از آنجا بود به كام مرگ كشاند.

پس از گذشت ساعتي به تعداد جمعيت تماشاگر افزوده مي شد . رفتار مردم براي من جالب بود . آنها با فرياد و كف زدن از پسر جوان مي خواستند كه سريعتر خودش را به پايين بياندازد. همه سعي مي كردند با دوربين تلفن هاي همراهشان لحظه سقوط را عكاسي كنند . هيچ كس نمي گفت چرا اين جوان مي خواهد خودكشي كند و هيچ كس حاضر نبود او را از اين كار منصرف كند. همه تشنه هيجان بودند و حتي تعدادي نيز با گفتن اين كه مرخصي ساعتي آنها رو به اتمام است از او مي خواستند سريعتر به پايين بپرد.

لحظات بسيار تلخي بود. پسرك در حالي كه از ديدن مردم وحشتزده شده بود و اشك مي ريخت با فرياد از آنها مي خواست كه آنجا را ترك كنند ولي علي رغم تلاش پليس و ماموران كسي حاضر نبود اين لحظه طلايي را از دست بدهد.

پس از گذشت ۴ ساعت يك روانپزشك به تيم نجات ملحق شد و با روانكاوي سعي مي كردند تا او را از اين كار منصرف كنند. پسرك فقط خواستار حضور برادرش بود كه پس از يكساعت برادرش در آنجا حاضر شد و پس از ۵ ساعت عاقبت در ساعت ۱۴ او از خودكشي منصرف و همراه ماموران به پايين آمد.

با انتقال اين پسر به كلانتري در تحقيقات مشخص شد او سينا نام دارد و ۲۱ ساله و ساكن شهرك انديشه است. او مدتي قبل پس از اختلاف با خانواده و برادرش و مشكلات مالي و بي كاري تصميم به خودكشي گرفته و صبح امروز پس از فزيب نگهبان برج به بهانه رفتن به صبقه ۹ و انجام كار اداري به پشت بام برج رفته است.

سخن آخر / اينكه اين پسر چه بلايي بر سرش خواهد آمد و يا به جرم اخلال در نظم عمومي به زندان محكوم مي شود زياد مهم نيست . مهم رفتار نامعقول همشهريان ماست كه در اين مواقع براي يك لحظه هيجان حاضر به ديدن مرگ يك جوان هستند.عكسهاي حادثه

عكسهاي لحظه خودكشي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 19:46  توسط يوسف حيدري  |