تبليغاتX
جريده - فداكاري
يادداشت هاي يك روزنامه نگار
وقتي قبل از عيد قرار شد تا در روزنامه بحث كمك به بيماران نيازمند را راهاندازي كنيم تصور نمي كردم در طول اين راه با صحنه هايي از فداكاري هاي مردم روبرو شوم كه شايد سالها اين در ذهنم نقش ببندد.وقتي از روز نخست نوشتيم : آهاي مردم در كنار شما و در نزديكي شما كساني هستند كه به خاطر نداشتن وضعيت مالي درست هر لحظه با مرگ دست و پنجه نرم مي كنند و كسي صداي ناله و ضجه آنها را نمي شنود . آهاي كساني كه در پول غرق هستيد كودكي در يكي از بيمارستانها به خاطر نداشتن پول هر روز شاهد مرگ كودكان ديگر است و شايد فردا نوبت خود او باشد.

با چاپ اين اخبار قفل دلها باز شد و هر كس به اندازه خودش سعي كرد تا مرهمي باشد براي زخمهاي اين عزيزان. وقتي ماجراي ميلاد كوچولو كه ۱۱ ماه در بيمازستان بستري بود و پدر به خاطر نداشتن پول و تهيه نكردن دستگاهي كه با آن بتواند كودكش را در خانه نگه دارد خجالت زده بود در روزنامه چاپ شد مردي كه از پشت تلفن صداي بغض آلودش مشخص بود گفت تمام هزينه اين دستگاه كه ۱۳ ميليون است را مي پردازم .

وقتي اين خبر را شنيديم همگي ما بع خاطر سخاوت چنين جوانمردي اشك در چشمانمان حلقه زد. روزي كه براي تهيه گزارش نزد ميلاد رفتم گفت كه عاشق فوتبال است و دوست دارد كه روزي جواد كاظميان بازيكن پيروزي را ببيند . وقتي از بيمارستان بيرون آمدم با خودم عهد كردم كه هرطور شده اين كودك را به آرزويش برسانم. موضوع را با همكارانم مطرح كردم و با كمك آنها توانستم كاظميان را به بالين او ببريم. لحظه ديدار آنها بسيار جالب بود . ميلاد از ديدن بازيكن مورد علاقه اش شوكه شده بود.

كار برا ي نجات اين بيماران بسيار لذت بخش است و اعتراف مي كنم اين تنها كاري است كه از آن خسته نمي شوم و وقتي پايان خوش آن را مي بينم احساس خوبي دارم. احساس خوبي از اين كه چه مردم فداكار و خوبي داريمكه در اين مواقع ما را تنها نمي گذارند. و از اينكه هيچكدام از مسئولان ما را ياري نكردند گله دارم.

باز هم بيماراني هستند كه نيازمند كمك ما هستند و اميدواريم هديه هاي بهاري مردم همچنان ادامه داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 19:43  توسط يوسف حيدري  |