تبليغاتX
جريده - بخشش پاي چوبه دار
يادداشت هاي يك روزنامه نگار
قرار است صبح روز چهارشنبه ۱۲ نفر در زندان اوين اعدام شوند. شايد براي من كه سالها با اين گونه اخبار سروكار داشتن اين موضوع عادي باشد ولي وقتي اين موضوع را براي اطرافيانم تعريف مي كنم آنها با تعجب و ناراحتي از اين واقعه اظهار تاسف مي كنند.

من فكر مي كنم عمده دليل ناراحتي اين دوستان نداشتن آگاهي و اطلاعات درباره اين اعدامي ها و علت اعدام آنها باشد. اين افراد كه اكثر آنها به اتهام قتل عمد به اعدام محكوم شده اند مرتكب جنايتهايي شده اند كه شايد در زمان خودش وقتي خبر و نحوه اين جنايتها در مطبوعات خوانده ايم با ناراحتي و خشم تقاضاي اشد مجازات را براي عاملين اين جنايتها كرده ايم.

در اين گونه حوادث ( اعدام ) نيز لحظات شيرين و تلخي وجود دارد كه سالها نقش آن بر ذهن ما باقي مي ماند. لحظات سراسر اضطراب و دلهره براي اعدامي. واقعا براي يك لحظه تصور كنيد كه مي دانيد تا چند لحظه بعد بيشتر زنده نيستيد . چه كار مي كنيد. جوان محكوم به اعدام وقتي طناب دار را مي بيند تازه متوجه مي شود كه به آخر خط رسيده و مرتكب چه اشتباهي شده است. در آن لحظات است كه نگاه ملتمسانه اش را به طرف اولياي دم ( خانواده مقتول) مي گرداند تا شايد دل آنها به رحم آمده و او را عفو كنند. التماسها و ضجه هاي او كه شايد دل آنها به رحم بيايد . و چه پاك و بي رياست اين اشكها زيرا از ته دل گريه مي كند.

گرچه اكثر اين التماسها اثري نداشته و اعدامي لحظاتي بعد جسمش را به چوبه دار و روحش را به آسمانها ميسپارد ولي صحنه هايي را نيز مي توان تصور كرد كه اولياي دم از حق خودشان گذشت مي كنند و اعدامي را مي بخشند. واقعا چه زيبا بود وقتي پدر شهيدي در خيابان دماوند تهران لحظه ايكه قاتل پسرش را اعدام مي كردند  طناب را از گردن قاتل باز كرد و او را بوسيد و گفت كه شايد اصلاح شوي و براي جامعه فرد مفيدي بشوي.

تصور كردن اين لحظات بسيار سخت است و تا زماني در آن قرار نگرفته اي نميتواني آن را احساس كني.

وقتي طناب از گردنش باز مي شود پاهايش قدرت حركت ندارد . آرام آرام خودش را به نزديك كساني كه او را بخشيده اند ميرساند و روي پاهايشان مي اندازد. لحظاتي كه دوباره متولد مي شود چه زيباست .

نمي دانم صبح چهارشنبه چند بار طناب از گردن اعدامي ها باز مي شود ولي اميدوارم هنوز به اين جمله امام علي پايبند باشيم.(‌لذتي كه در عفو و گذشت است در انتقام نيست)

قصه يك اعدامي كه پاي چوبه دار به زندگي سلام كرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 19:26  توسط يوسف حيدري  |