تبليغاتX
جريده - از صعود تا سقوط
يادداشت هاي يك روزنامه نگار

باز هم خبر تكراري. هواپيماي مسافربري خطوط هوايي بندرعباس به مشهد روز گذشته هنگام فرود در باند فرودگاه دچار سانحه شد و ۲۸ مسافر آن جان باختند. ديگر همگي ما به شنيدن اين خبر عادت كرده ايم و هر لحظه مثل كابوسي انتظار آن را مي كشيم. نمي دانم اين بار چه كسي را به عنوان متهم رديف اول اين حادثه معرفي خواهند كرد؟ اين بار خلبان و كادر پرواز اين هواپيما همگي جان سالم به در برده اند و اولين كساني بودند از مهلكه خودشان را نجات دادند. جعبه سياه هم پيدا شده و بايد در روزهاي آينده منتظر خبرهاي جديدي باشيم.

طي دو دهه گذشته تاكنون نزديك به ۳۸ هلي كوپتر و هواپيما ( از نوع نظامي و مسافربري ) در كشورمان سقوط كرده اند و ۱۲۵۰ نفر نيز در اين حوادث كشته شده اند . شايد تلخ ترين آن مربوط به سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران و اصحاب مطبوعات بود كه سالها فقدان از دست دادن اين عزيزان را بر دل ما باقي خواهد گذاشت. از فرداي سقوط همه به نوعي خودشان را براي تحقيق و تفحص در اين رابطه مسئول مي دانند ولي افسوس كه اين تحقيق و تفحص ها هيچ نتيجه اي را براي ناوگان هوايي ما و امن كردن پروازها دربرنداشته است. ديگر ناوگان فرسوده هوايي كشور ما كه شايد يكي ازدلایل آن  تحريم باشد كشش پرواز امن را ندارند و مطمئنا اين حادثه آخرين آن نخواهد بود.

در هنگام اين حوادث عدم مديريت بحران را مي توان به وضوح ديد. من به عنوان خبرنگار وقتي از منابع مختلف خبري و خبرگزاري ها خبرهاي متناقض و آمار عجيب و غريبي از تلفات را مي شنوم براي پيدا كردن حقيقت با درهاي بسته مواجه مي شوم. هيچ كس از مسئولين مربوطه در اين زمان حاضر نيست كه به عنوان سخنگو آخرين اخبار و آمار را در اختيار جرايد قرار دهد تا جلوي شايعه ها گرفته شود و همه در اين لحضات بحراني خود را كنار مي كشند. همه تلفن هاي همراه مسئولين در اين لحظات يا خاموش است و يا حاضر به پاسخگويي نيستند و سعي مي كنند جرايد را به نوعي دست به سر كنند در حالي كه يكي از بهترين اهرمهايي كه مي توان با آن جلوي شايعات را گرفت و اوضاع بحراني را تحت كنترل درآورد مطبوعات و اصحاب رسانه است.

در كنار اين بحثها وقتي روز بعد روزنامه هایی  را كه به نوعي خبر اين حادثه را به چاپ رسانده اند بررسي مي كني با تعجب مشاهده مي كني اين همكاران محترم در كمال خونسردي تمام اخبار مربوط به خبرگزاري ها را با پشت هم قرار دادن در روزنامه خودشان تحت عنوان خبر توليدي خودشان به چاپ رسانده و در كمال غرور نام خودذشان را در شروع اين گونه خبرها مي نويسند. نمي خواهم در اينجا از كسي نام ببرم و يا از كسي انتقاد كنم ولي اين گونه اطلاع رساني از اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري بدور است و افكار عمومي را به اين باور مي رساند كه با خريدن يك روزنامه تمام خبرهايي را كه در روزنامه هاي ديگر نيز به چاپ رسيده در اين روزنامه مي توانند بخوانند.

با اين گونه حركات نبايد زحمات خبرنگاراني را كه با تلاش و از خودگذشتگي سعي ميكنند تا خبر توليدي و اختصاصي بدست بياورند زير سوال برد و به نوعي تنوع خريد جرايد را در نزد افكار عمومي از بين برد.

از اين موضوع بگذريم. ماجراي روزنامه ايران نيز بي شباهت به اين حوادث نيست. ما هر سال به نوعي شاهد توقيف روزنامه اي هستيم به طوري كه وقتي يك روزنامه تخلفي انجام داد همه منتظر توقيف شدن آن هستند. روزنامه ايران به اتهامي توقيف مي شود كه مدير مسئول آن از همان اتهام ها تبرئه مي شود. وزير ارشاد نيز صريحا" اعلام ميكند روزنامه ايران با كادر جديد منتشر خواهد شد. دستگاه قضايي اعلام مي كند كه حكم منع تعقيب روزنامه ايران صادر شده و اين روزنامه مي تواند به فعاليت خود ادامه دهد.و ..............

همه اينها اخباري است كه در طول ۱۰۵ روز توقيف روزنامه از منابع رسمي و غير رسمي منتشر شده است و هر روز را با اميد بازگشايي روزنامه در روز بعد به پايان مي رسانيم ولي يك حقيقت براي ما روشن است و آن هم اينكه روزنامه ايران همچنان توقيف است و اميد اندكي به بازگشايي آن است مگر این كه.......................؟

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 19:46  توسط يوسف حيدري  |