تبليغاتX
جريده - خداحافظ رمضان
يادداشت هاي يك روزنامه نگار
 

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت         صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

رمضان ماه ميهماني خدا ، ماه کلام خدا ، ماه گنهکاران ، ماه شفاي همه دردها ، ماه درک خوبي ها ، ماه خورشيد هستي علي (ع) ، ماه من ، ماه تو ، .... به پایان رسید. چشم بر هم گذاشتني نشد که از آن عيد فطر به اين شب ها رسيديم .
دريابيم خود را و اين ماه را .
با خدا خلوت كردن زيباست . خودش عاشق بندگاني است كه نيمه هاي شب رو به درگاهش مي آورند ، چه بهتر كه  اين ماه را اينگونه با كمال و اخلاص و شعور  تا پايان همراهي كنيم .

از حالا  دلم برای بوي افطاري و ::ربنا:: و آش نذري و سحري هول هولكي و شلوغي شب هاي قدر و قرآن و رحل و مفاتيح و ... تنگ می شود. كاش هميشه ماه رمضان بود . كاش دل هاي ما هميشه در اين ماه بود .


ramazan 


مي خواستم دعايي از خود بنويسم ولي ديدم نمي توانم و ناگهان به یاد این دعا افتادم:« ما بندگان ضعيف هستيم ، ما بندگاني هستيم كه هيچ نداريم ، ما هيچيم و هر چه هست توئي . ما اگر چنانچه خلاف مي كنيم نادانيم ، تو بر ما ببخش . تو ما را به اين ماه مبارك رمضان وارد كن به طوري كه با رضاي تو وارد بشيم در آن . خدايا تو ما را لياقت بده در اين مهماني كه از ما كردي به طور شايسته وارد بشيم . »


الهي آمين...


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 4:40  توسط يوسف حيدري  |